بررسی و آنالیز رویداد های تاریخی/مصر
نگاشته یکم
دوران عمارنه و فرمانروایی اخناتون، نقطه در هم آمیزش دو اندیشه ایرانی مهری و زرتشتی در ذهنیت مصریان (بخش یکم)
سورنا فیروزی
admin@iranpaad.ir
دودمان هجدهم از تاریخ مصر باستان در کنار دودمان سوم و چهارم، مهمترین نقطه تاریخ فرزانش مصریان باستان به شمار می آید. دورانی که سر آغاز آن با پیروزی اهموسه یکم (1) Ahmose I بر هیکسوس های اشغالگر سوری شناخته شده و با روی کار آمدن رامسس یکم Ramesses I عمر آن به پایان می رسد. در این دوره فرزانشی نوین به یکباره از دل شهری گری و ذهنیت مصری بر میخیزد و به ستیز با سنت های فرزانش های کهن پیشین خود میپردازد. اندیشه ای که فرعون آمنهتپ چهارم ( اخناتون سپسین) آن را جلوه گر میسازد. اخناتون اندیشه ای رابه مردمان مصر معرفی میکند که نه در تاریخ مصر پیشینه ای داشته و نه در سرزمین های پیرامون آن ریشه ای. اندیشه ای که بر مبنای آن، تمامی خدایان و رسوم قربانی کیش کهن مصری نکوهیده شده و به جای آنان، سرچشمه نیرو بخشی به نام آتون ( یا آتن) Aton ( Aten) شناسانده مییگردد که نه دیده میشود و نه نیازی به دریافت نذر و فدیه دارد. آنچه به آتونگرایی Atonism (Atenism) شهرت یافت.اما برای فراهمش زمینه درک بسترجنب و جوش های آن هنگامه کهن، بایستی به ریشه های این جریان ها بازگردیم. آنچه به صورت زیر ارائه میگردد:
پیشینه نام آتون
نخستین اشاره ای که در اسناد مصری به آتون شده است، نوشته ای است مربوط به عصر برقراری دودمان دوازدهم ( بنا به نظری سده بیستم تا نوزدهم پیش از میلاد). در این نوشته ، فرعون تازه درگذشته با عنوان یار و همراه قرص خورشید ( نمادی که سپس ها برای آتون به کار رفت) یاد شده (2)که تا آن زمان پیشینه نداشت. در حقیقت، این عبارت جایگزین موارد مربوطه چون ارتباط فرعون با هور ( هروس) Hor (Horus) - که پدر فراعنه تلقی میشد – و را Ra گشته شده بود.
خانواده اخناتون
اخناتون زاده فرعون آمنهتپ سوم Amenhotep III و ملکه پر نفوذش تیه Tiye به شمار می آمد. به دوران پدر، هنوز هم شاهد برگزاری و رعایت تمام و کمال رسوم و آداب آیین های گذشته مصری میباشیم. به گونه ای که در گزارش رسمی از این فرعون نیرومند که پیرامون پیروزی ارتشش در نوبه Nubia ( مرکز و جنوب سودان امروزی، برابر با کوشَ و حبشه) خود را چنین معرفی مینماید:
« آمنهتپ فرمانروای واست Waset (همان شهر ثبس Thebes) محبوب آمون- را Amun-Ra فرمانروای خدایان و خنوم Khnum خدای آبشار بزرگ، دهنده زندگانی».(3)
از الگوی شناسش آمنهتپ سوم به روشنی بر می آید که او به سان گذشتگان خود، باورهای پیشین را درتوصیف خویشتن به کار میبرد.
اما همسر او تیه، وارونه فرعون عمل میکرد. به عبارت دیگر او نه تنها باورمندی به رسوم فرزانش کهن مصر نداشت، بلکه در شکل گیری اندیشه های فرزندش نیز سهم به سزایی را بازی نمود.(4)
هم تیه و هم آمنهتپ ریشه ای ایرانی داشه اند. ملکه فرزند یویای میتانیایی تبار (ایرانی) به شمار می آمد، کسی که وزیر و دست راست آمنهتپ سوم بود ( پیرامون یویا ر.ک به هویت تاریخی یوسف عبرانی؛ یویای گمشده ایرانیان
) و فرعون یادشده نیز برآمده از مادری میتانیایی به نام موتمویَ Mutemwia ثبت شده است.(5) به این ترتیب، نیاکان پدری و مادری اخناتون ، نیمه ایرانی محسوب میشوند. مردمانی برآمده از جهانی دیگر و با اندیشه های فرزانشی دگرگون، آنچه نگاشته هایشان در پیمانه نامه ای میان دو سوی میتانیایی و هیتیایی، از باورمندی آنان به کیش های و ایزدان آریایی ( چون میترا و وارونا) گزارش می دهد . (6)
نگاهی به اندیشه های اخناتون – آتون گرایی
آمنهتپ سوم در سن میان 40 تا 50 سالگی (7) و پس از 38 سال سلطنت پیروزمند در گذشت و در آرامشگاهی جای گرفته در دره فراعنه دفن گردید. به این ترتیب اخناتون پسر دوم فرعون پیشین (پسر یکم با نام تهوت موسه Thutmose پیشتر درگذشته بود)(8) بنا به نظری در سال 1353 پ.م (9) به قدرت دست یافت.
تا سال 5 از فرمانروایی، اخناتون آتون را تنها به عنوان خدای والا و برتر در میان دیگر خدایان معرفی مینمود و در ستایش دیگر نیایش شوندگان دخالت نمیکرد. (10) در سال پنجم از سلطنت آمنهتپ چهارم یااخناتون بود که او دستور ساخت یک شهرک نوین در جایی دور از شهر واست (مرکز آمون پرست ها) را صادر کرد. شهرکی در نزدیکی محل عمارنه کنونی، با عنوان اختاتون Akhetaton و به معنای تراز (افق) آتون که در زمان 2 سال سبرپا شد. در طول این مدت بود که فرعون حاکم، نام خود را از آمنهتپ ( به معنای محبوب آمون) به اخناتون (سازگار با آتون) تغییر داد و به این صورت،نخستین مخالفت و از دید کاهنان کیش کهن مصر، ارتداد خود را رسما آشکار ساخت. در سال هفتم اخناتون دستگاه حکومتی خود را از واست سرشاراز کاهنان و هواداران کیش کهن، به شهرک نوین اختاتون ترابرش نمود و به این ترتیب، به دور از دسترسی و آزار و دخالت آنان، به پیاده نمودن برنامه های اندیشه ای خود پرداخت.
دو سال سپس، در سال 1344 پ.م، اخناتون نشسته در پایتخت نوین، آتون را به عنوان تنها خدای موجود نه تنها در مصر بلکه در جهان معرفی کرد و نیایش دیگر خدایان را در سراسر کشورش بازداریده ( ممنوع) اعلام نمود. (11) او با برخواندن سرود آتون (معروف به سرود خورشید) تمامی باورهای خود را خلاصه وار بیان نمود. باورهایی که چکیده آنها، از وجود تنها یک سرچشمه آفرینش، نیرو و شایسته ستایش و بی همتا سخن رانده میشد:
«اندازه او (آتون) چه میزان است؟ او از چه ساخته شده است؟
آنها (ویژگی های آتون) از سیمای ( انسان) پوشیده است.
ای خدای یگانه، که هماننداو هیچکس دیگری نیست!
تو بر پایه میلت، آفرینش جهان را انجام دادی.
در حالی که تو تنها بودی: همه مردمان، رمه ها و جانوران دد،
هر آنچه بر روی زمین است، روی پاها (یش) راه میرود،
و آنچه در بلندی است، با بال هایش پرواز می کند.
کشورهای (سوریه امروزین) و نوبه (حبشه)، سرزمین کمت (مصر)،
تو هر انسانی را در جایگاهش نشانده ای،
تو نیازمندی های آنان (مردمان) را فراهمش ساخته ای،
هر کسی خوراکش رادارد وهنگامه زندگی اش شماریده شده است،
زبان هایشان در گفتار جدایش یافته است ( چندین زبان میان مردمان رایج است)،
و سرشتشان نیز به همین گونه،
پوست هایشان از هم متمایز است،
چنانکه تو مردمان بیگنه را متمایز ساخته ای،
تو پیش رسانده ای آنچنان که میلت بود،
برای باسداشت مردمان (مصر)،در راستای آنکه تو آنان را برای خودت ساخته ای،
سرور همه آنان، خسته شده همراه آنان،
سرور همه سرزمین ها،برآمده برای آنان،
آتون روز، والای بزرگ!»(12)
چنانکه پر آشکاراست، در اندشیه آتون گرایی، چندگانه پرستی به شدت نفی شده است. آتون آفرینننده و پدیدارگر همه چیز است.
آتون سرچشمه ای توصیف شده است که نادیدنی است، خدای همه مردمان با هر ملیت و نژاد است وهمه جانداران به دست او پدید آمده اند.
در کنار این موارد، اخناتون، آتون راخدایی میخواند که به سان خدایان پیشین مصر، دچار خشم و آز و رشک نمیگردد و در نتیجه در پی تنبیه و کین ستاندن بر نمیخیزد. او کسی را دچار عذاب و رنج و سختی نمینماید، تنها خدای عشق و علاقه و پاسدار است و بس.
او هیچ نیازی به دریافت نیایش و فدیه و قربانی ندارد و تنها هستش و وجودش، باعث پشتیبانی از باورمندانش میگردد. نماد او تا سال نهم از سلطنت اخناتون، یک قرص خورشید است، امااز آن سال به سپس ( آغاز جنبش بنیادین فرعون)، اخناتون فرمان به زدایش و دگرسازش نماد آتون میدهد واز آن تاریخ ، آتون را تنها از راه نوشتن نامش با حروف توصیف مینمودند.
علت این تغییر نگرش، بایستی نگرانی فرعون دگر اندیش، از نادرست پنداری برخی از مصریان پیرامون ماهیت آتون و قرص خورشید پنداشتن آن بوده باشد. و این با اساس اندیشه های اخناتون پیرامون نادیدنی بودن سرچشمه یگانه هستی منافات داشت.(12) (اندیشه هایی که مشابه فرزانش زرتشت سپیتمان، فرزانه ایرانی هزاره هفتم پیش از میلاد بوده و در بخش سپسین،پیرامون آن به گفتار خواهیم پرداخت).
در نگاره ها و نقاشی های فرزانشی، آتون بخشنده چلیپا است، چلیپایی که انخ Ankh ( به معتی زندگانی) نام داشته و به توسط پرتوهایی (درنمادهای نخستین)، ازسوی قرص خورشید به سوی پیروانش اهدا میگردید. (11)
چنانکه دیده شد، باورهای موجود در آتون گرایی، از مشابهت های فراوانی با دو دبستان ( مکتب) فرزانشی مهرپرستی ( کیش کهن ایرانی) و زرتشتی دارند. همچنین ریشه های بسیاری از باورهای آیین یهود را نیز میتوان در این اندیشه مصری نما ردیابی نمود. مواردی که در بخش دوم به آنهاخواهیم پرداخت...

اخناتون، نفرتیتی همسر و فرزندان وی در زیر شمایل آتون و چلیپای زندگانی
پی نوشتها:
1- یکی موارد ممکن برای ریشه یابی شخصیت تاریخی موسا که در جایی دیگر به آن میپردازیم.
2- M. Lichtheim, Ancient Egyptian Literature, Vol.1, 1980, p.223
3-
Urk. IV 1665-66
4- In Praise of Black Women: Ancient African Queens. Vol 1 Madison: University of Wisconsin Press, 2001
5- O Connor, David & Cline, Eric. Amenhotep III: Perspectives on His Reign, University of Michigan Press, 1998, p.3
6- ر.ک به تاریخ مطالعات دین های ایرانی،هاشم رضی؛ انتشارات بهجت
7- Grafton Elliot Smith, The Royal Mummies, 1912, Cairo, p.50
8-
The Amarna Succession by James P. Allen, pp.16-17
9- دانش نامه بریتانیکا، درونشگاه اخناتون
10- Rosalie David, Handbook to Life in Ancient Egypt, Facts on File Inc., 1998. P125
11- برای مطالعه بیشتر پیرامون جزئیات آتونگرایی ر.ک به
Aldred, Cyril, Akhenaten, King of Egypt
Redford, Donald B., Akhenaten: The Heretic King
12- Emily Teeter & Douglas J. Brewer. Religion in the lives of the ancients.
Pritchard, James B., ed., The Ancient Near East - Volume 1: An Anthology of Texts and Pictures, Princeton, New Jersey: Princeton University Press, 1958, pp. 227-230
--------نگاشته شده در 15/09/87
